اعضای هیات تحریریه راهنمای نگارش مقاله

دوره 3 ، شماره 5 - (پاییز و زمستان 1394 )
نصر حامد ابوزید از جمله اندیشمندان و قرآن پژوهان معاصری است که آراء و اندیشه‌های وی درباره مؤلفه‌های مربوط به قرآن کریم مناقشه‌برانگیز، قابل تأمل و بحث‌برانگیز است؛ همین مسأله باعث شده است تا بسیاری از اندیشمندان حوزه علوم اسلامی با دید انتقادی به نظریات ایشان نگریسته و در مقام رد و جواب به آن‌ها قلم‌فرسایی نمایند. نظر وی در باب چیستی و چگونگی وحی قرآن کریم بر پیامبر اکرم(ص) از جمله این موارد بحث برانگیز است. در مقاله پیش رو ضمن بازشناسی مفهوم وحی، دیدگاه نصر حامد ابوزید را در این زمینه توضیح و تبیین نموده و پس از آن با استفاده از روش تحلیلی آن را مورد بررسی انتقادی قرار داده و در پایان به این مهم اشاره شده است که این دیدگاه با نص صریح آیات قرآن کریم و احادیث وارده از ناحیه ائمه معصومین(ع) مطابقت ندارد.
از منظر دین مبین اسلام، انسان موجودی مرکب از روح و جسم و دارای نیروی ادراکی فوق العاده‌ای به نام «عقل» است. خالق انسان از آغاز آفرینش در تأمین نیازهای او، هم عقل را در خلقت او قرار داد و هم «دین» را از طریق انبیاء بر بشریت عرضه فرمود. رابطه میان این دو همواره مورد توجه متفکران بوده، گروهی به تناقض میان آن دو و گروهی به هماهنگی آن دو رای داده‌اند و گروهی با حرمت نهادن بر یکی، دیگری را مورد بی‌مهری قرار داده است. این مقاله که به روش کتابخانه ای ـ تحلیلی نگارش یافته، در صدد پاسخ به این مسأله اساسی است: عقل و دین از منظر تعالیم وحیانی اسلام چه رابطه‌ای با یکدیگر دارند؟ بررسی منابع دینی نشان می‌دهد اساساً عقل و دین بایكدیگر تعارضی ندارند؛ بلكه عمیقاً در سازواری و سازگاری ذاتی با یكدیگر قرار دارند و رفع منطقی نیازهای بشری به آن وابسته است؛ نه عقل در برابر دین ایستاده و نه دین مقابل عقل جبهه گرفته. وحی و عقل از حجّت‌های الاهی و از منابع معرفت انسانی‌اند و مکمّل هم؛ و این رابطه هماهنگ بین آن دو در تمام آموزه‌های دین اسلام مشاهده می‌شود. عدم توجه به رابطه بین عقل و دین محرومیت انسان را از این دو حجت الاهی در پی خواهد داشت.
این پژوهش بر آن است تا معنای واژه لعن را از دیدگاه لغت‌شناسان و مفسران بررسی نماید. در این پژوهش ضمن بررسی معنای لغوی لعن از دیدگاه لغت‌شناسان و مفسران، به بازشناسی مفهوم واژه لعن با واژه‌های هم‌نشین و جانشین در آیات به‌کار رفته می‌پردازد. از جمله نتایج مهم این تحقیق آشکار شدن معانی و مصادیق متعدد این واژه در قرآن کریم و ارتباط نزدیک آن با عذاب و مصادیق عذاب و ارتباط تنگاتنگ آن با افراد موصوف به صفت کفر، شرک، نفاق است. در این مقاله قرابت معنایی این واژه، با معنای واژه‌هایی مانند عذاب و ارتباط نزدیک لعن با مفاهیم «بهله» و «رجیم» نیز آشکار می‌شود.
یکی از مباحث مهم در حوزه تفسیر قرآن «مبانی تفسیر» است که هر مفسر قبل از تفسیر باید موضع خود را نسبت به آن مشخص نماید. از آنجا که بسیاری از اختلافات تفسیری ناشی از اختلاف در مبانی تفسیر است. عنایت عالمانه به آن، از ضرورت برخوردار است. از طرف دیگر، علم اصول فقه به عنوان دانشی روشمند موجب پویایی فقه گردیده و می‌تواند در تفسیر و به خصوص حوزه مبانی تفسیر نقش آفرین باشد. سوال اصلی این پژوهش آن است كه كدام دسته از «مباحث مقدماتی اصول فقه» در حوزه «مبانی تفسیر» ـ مستقیم یا غیر مستقیم ـ ایفای نقش نموده، و کیفیت این تأثیر چگونه است؟ پژوهش حاضر با روش كتابخانه‌ای- تحلیلی صورت پذیرفته است. در این بررسی مشخص شد که از جمله مبانی تفسیر که به وسیله اصول فقه مدلل و موجه می‌شود عبارتند از: مباحث حجیت، امکان و جواز تفسیر، معرفت بخشی و واقع‌گرایی قرآن، وابستگی معنا به متن و قصد مؤلف.
از تعالیم روح بخش دین مبین اسلام وادیان آسمانی دیگر (مسحیت و یهودیت) چنین برداشت می‌شود که هرگز با فردگرایی و بی‌توجهی به دیگران موافق و همراه نبوده و محیط مساعد اجتماع را، شرط لازم برای دست‌یابی به کمال دانسته است. این شرط میسر نمی‌شود جز در لوای خصیصه مهم همدلی و همزبانی و آن هم برمبنای اصول اعتقادی، بنیادی و اخلاقی. این تحقیق تحت عنوان «مبانی کلامی و اخلاقی همدلی و همزبانی از نگاه آموزه‌های قرآن کریم و عهدین» و با هدف بررسی مبانی کلامی و اخلاقی آن انجام گرفته است. سوال اصلی تحقیق این است که مبانی نزدیک یا مشترک کلامی و اخلاقی همدلی و همزبانی در قرآن و عهدین کدامند؟ روش تحقیق در این مقاله کتابخانه‌ای ـ تحلیلی است. بررسی منابع اصلی و مرتبط با مساله تحقیق نشان می‌دهد که از جمله مهم‌ترین مبانی کلامی در قرآن کریم و عهدین عبارتند از: ایمان‌گرایی، خدامحوری، وحدت در عقیده و هدف، رهبری واحد، تفاهم بیانی و زبانی. و از مهم‌ترین مبانی اخلاقی می‌توان به: نیت خیر، تقوا، حسن خلق، احساس مسئولیت، نوع‌دوستی، و سرانجام عدالت‌محوری و انصاف اشاره کرد.
دعا و مناجات، رازگویی بنده و بیان عجز و نیاز او به پیشگاه خداوند است و مهم‌ترین و برترین عمل به منظور ایجاد و حفظ ارتباط روحی و معنوی انسان با خداوند است. در این میان دعای ابوحمزه ثمالی یکی از ادعیه‌ ارزشمندی است که آن حضرت به ابوحمزه ثمالی، یکی از اصحاب خاص خویش و از راویان حدیث و فقهای بزرگ کوفه تعلیم داده است. پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی به بررسی سبک‌شناسانه‌ این دعای شریف می‌پردازد و آن‌ را درسه سطح: آوایی، نحوی و معنایی بررسی می‌کند و از این رهگذر گوشه‌هایی از لطایف، دقایق و رموز هنری و ویژگی‌های زیباشناختی این دعای شریف را آشکار می‌سازد. در این دعا ایشان از سطح آوایی برای خلق موسیقی وتأثیرگذاری بیش‌تر کلام بهره گرفته است و در سطح نحوی، برای انتقال هرچه بهتر ومؤثّرتر مفاهیم و با دقت در اسلوب بیان، از جمله‌هایی با ساختار مختلف بهره برده و لفظ و معنا را هماهنگ نموده است و در سطح معنایی، با تکیه بر علم بیان و به‌کارگیری انواع تشبیه، استعاره، مجاز لفظ را در خدمت معنای مورد نظر قرار داده است و در کنار القای مفاهیم به جنبه‌ ادبی و زیبایی‌شناختی نیز توجه داشته است وهمه سطوح فوق حول محور کلی دعا یعنی توحید می‌چرخند.
در قرآن و روایات روش‌های تربیتی فراوانی از جمله: نصیحت و ارشاد، تشویق و ترهیب، قصه‌پردازی و... بیان شده است؛ این پژوهش در پی کشف و اثبات یکی دیگر از روش‌های تربیتی در قرآن تحت عنوان «القاء و تلقین» است. اصلی کارآمد که به شکل نامحسوسی تحت الشعاع روش‌های دیگر از آموزه‌های والای تعلیمی‌ ـ تربیتی قرآن قرار گرفته است. در این بررسی با استناد به گونه‌های مختلفی از آیات، میزان به‌کارگیری این روش در قرآن و کارآیی آن در زندگی انسان‌ها تبیین شده است؛ روش تحقیق در این نوشتار توصیفی ـ تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و اسنادی است. در این راستا تلقین‌کنندگان ذیل چهار عنوان (خداوند، انسان، ملائکه، جن، شیطان) دسته‌بندی شده‌اند. نتیجه مطالعات ضرورت وجود القاء و تلقین را به عنوان روشی کارآمد در حوزه تعلیم و تربیت -در قرآن و روایات ـ اثبات نموده است.
موسسه پیامبر اعظم (ص) ساری
دکتر سید علی هاشمی
دکتر علی اصغر زکوی
سید محسن دانش پژوه
۲۳۴۵-۵۲۶۸


مقالات انتشار داده شده