محمدحسین ذهبی از متفکران و اساتید علوم قرآن و حدیث معاصر می باشد. وی در کتاب معروف «التفسیر و المفسرون» پس از نقل بخشهایی از متن تفسیر امام حسن عسکری(ع) با عناوین: «ولایة علیّ»؛ «روایات مکذوبة فی فضل اهلبیت»؛ «الشجرة التی نهی آدم عن الأکل منها»؛ «توسل الأنبیاء و الأمم السابقة بمحمد صلی الله علیه و سلم و بأهلالبیت»؛ و مانند آن بدون ارایه دلایل، این تفسیر را متهم به آفت غلوّ، خروج از دائره آموزههای معقول و مقبول گرایشات شیعی و تلاعب با نصوص قرآنی می نماید و استناد آن به امام(ع) را برخاسته از بهتان و دروغ بزرگان شیعه قلمداد کرده است.
نظر به این که بسیاری از عالمان و محققان شیعه استناد این تفسیر را به امام(ع) موجّه میدانند؛ لذا در این مقاله، به روش تحلیلی و توصیفی، به بررسی آراء ذهبی پرداخته و پاسخ دقیق و مدلّلی به دیدگاههای ایشان داده شده است.
در پایان، با استناد به دلایل موجود در منابع اسلامی و حتی منابع اهل تسنن این نتیجه حاصل آمد که تفسیر امام(ع)، از همه اشکالات و اتهامات مورد نظر ذهبی مبراست و دلایل نقلی و عقلی موید صحت و تأیید آنهاست.
قلمرو و گستره وحی یک بحث کلامی و مرتبط به شناخت گستره عصمت پیامبر است که مفسران قرآن نیز در تفسیر بدان اشاراتی کردهاند. پرسش اصلی این است که آیا دامنه وحیانی بودن سخن پیامبر(ص) منحصر به عرصه قرآن است و یا فراتر از آن، شامل همه سنت آن حضرت نیز میشود؟ برخی از مفسران قرآن میگویند تنها اقوال قرآنی پیامبر وحیانی است. جمعی دیگر بر این عقیدهاند که قلمرو وحی شامل همه گفتار آن حضرت حتی در محاورات عادی زندگی، رفتار و سکوت در مقام بیان نیز میشود. در این باره دلايل عقلى و نقلى وجود دارد که در این تحقیق تنها به یکی از مهمترین ادله نقلی آن یعنی آیات 3 و 4 سوره نجم «وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى * إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحى» پرداخته شد. این پژوهش ضمن بررسی، تحلیل و نقد مبانی و براهین نظریات مطروحه در تفسیر آیه مزبور، نظریه صواب را آن می داند که گستره وحی شامل احادیث و سنت پیامبر نیز میشود و سنت نیز منشأ وحیانی دارد. روش این پژوهش توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر منابع کتابخانهایی اعم از کتب و مقالات است.
بعد از رحلت حضرت رسول اکرم(ص) مسأله امامت و جانشینی ایشان، از مباحث مهم میان مسلمانان گردید و پاسخ به این سؤال که، مشروعیت آن جانشین، توسط چه کسی و از کجا مورد تأیید قرار میگیرد آن را بحث برانگیز و چالشیتر کرده است. امامیه معتقد است که پيامبر گرامی اسلام(ص) از همان آغاز دعوت، مسأله خلافت و جانشينی خود را مطرح فرمود، اما نقطه اوج آن به دستور الاهی در قضيه غدير خم تحقق یافت. بر اين اساس طبق عقيده امامیه، مشروعيت حاکميت پيامبر گرامی اسلام(ص) برگرفته از ربوبيت تشريعی خداوند است. جانشينان پيامبر اسلام(ص) نيز همانند ایشان، به واسطه خداوند تعیين شده و مشروعيت ولايت و حاکميت آنها الاهی است. اما اهل سنت معتقد است که پيامبر گرامی اسلام(ص) جانشینی برای خود تعیین نکرده و این امر را به عهده امت گذارده است. سوال اصلی تحقیق این است که: چگونه می توان با توجه به آیه اکمال و آیه تبلیغ بر مشروعیت الهی- سیاسی اهل بیت(ع) استدلال کرد؟ اين پژوهش با بهره گيري از روش توصیفی تحلیلی و استفاده از اسناد کتابخانهاي، در ابتدا به بررسی مفاهیم مشروعیت و اهل بیت پرداخته، سپس شأن نزول و محتوای آیات تبلیغ و اکمال دین مورد بررسی قرار گرفته است و نهایتا بر اساس دلالت این آیات اثبات شده است که جانشینی پیامبر(ص)، امری الاهی است و اهل بیت آن حضرت(ع)، مشروعیتی الهی دارند و نقش بيعت امت اسلامی با امام و خليفه مسلمين در حد استقرار حاکميت و تحقق عینی ولایت در جامعه است.
آیه بیست و چهارم سوره انفال به عنوان یکی از آیات متشابه قرآن کریم بوده و از لحاظ محتوایی همواره معرکه ارائه مفسران بوده است، برخی از فرقههای اسلامی از بخش میانی آن یعنی «أَنَّ اللَّهَ يحُولُ بَينَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ» معنای جبری بودن افعال و اعمال انسان را برداشت کردهاند. این پژوهش با تاکید بر آراء تفسیری علامه طباطبایی به نقد و بررسی سایر دیدگاههای رقیب پرداخته است. در این بررسی ثابت شد اولا آیه مورد بحث ارتباطی با مساله جبر و اختیبار ندارد و ثانیا از نظر علامه طباطبایی از آنجا كه خدای متعال مالك حقيقى تمامى موجودات و از آن جمله انسان است، پس او از خود انسان و از قوايى كه انسان مالك آنهاست به خود انسان نزديكتر است. زیرا هر چه را كه انسان دارد خداى متعال به او تمليك كرده، پس او ميان وى و ميان ما يملكش حائل و رابط است.
اسفار اربعه همان سفرهای چهارگانهای است که از آن به سفر الی الله تعبیر کردند. گرچه در زمینه اسفار اربعه از دیدگاه عرفا مقالاتی نگاشته شد اما از آنجا که تحقیق منسجمی در خصوص حکمت متعالیه ملاصدرا و قیصری و اشارات قرآنی ارائه نشده است هدف این پژوهش ارائه مطالعه تطبیقی میان سفرهای چهارگانه فوق الذکر است. بررسیها نشان داده است اسفار عقلیه ملاصدرا با سفرهای چهارگانه قیصری در برخی از سفرها قابل تطبیق نیست اما باید توجه داشت که نمیتوان فعالیت ملاصدرا را کاملاً عقیم دانست، بلکه تلاش وی در این مسیر، خود نوعی سلوک در راه حق است. همچنین همانطور که ملاصدرا از قرآن ملهم شده است، در آیات متعدد قرآن نیز به اسفار اربعه اشاره شده است.
فضل خدا قطرههاي زلال باران رحمت الاهي است كه بر همگان ميبارد و همچون غذايي نيروبخش است كه يك دانشمند نيك سرشت براي تعليم و تربيت و دانشافزايي از آن نيرو ميگيرد و يك ستمگر براي بيدادگري بيشتر از آن سود ميبرد. این مقاله به عنوان «مفهوم فضل الاهي و عوامل برخورداري از آن در قرآن كريم» به رشته تحرير درآمده است. فضل به معناي افزوني و زيادتي در خير و عطای بیش از استحقاق گیرنده است. شناخت معنای فضل و گستردگي آن در قرآن كريم ميتواند در بهرهمندي و صعود انسان نقش مؤثري داشته باشد. سعي اين پژوهش بر آن است كه معنای فضل را بررسی و مهمترین عوامل فضل را نشان داده و بیان دارد که عوامل فضل و برخورداري از آن الطاف خداوند در جهان برای بهرهمندی و آسایش بندگان میباشد و کافر و مؤمن هر دو را در بر میگیرد. مقاله حاضر به روش كتابخانهاي و شيوهي توصيفي و تحليلي سامان يافته است كه در صدد پاسخگويي به این سؤالات است که مفهوم فضل در قرآن چيست؟ و عوامل برخورداري از فضل از منظر قرآن كدامند؟ در پایان نیز به این نتیجه خواهیم رسید كه فضل الهي دائم مانند باران رحمت در حال ريزش است و جذب و دريافت آن به ظرف وجودي بندگان بر ميگردد.