اعضای هیات تحریریه راهنمای نگارش مقاله

دوره 8 ، شماره 14 - (بهار و تابستان 1399 )

چکیده صفحات : 13 - 38

جناب ابوطالب به مدت بیش از چهل سال، در سخت‌ترین فرازهای تاریخ حیات پیامبر (ص)، پیش و بعد از بعثت، حامی آن حضرت بوده‌است. ایشان در تفکر شیعه دارای ایمان و از جایگاه والایی نزد اولیاء الاهی برخوردار است. لیکن به باور برخی از عالمان اهل‌تسنن، بدون ایمان به آیین برادرزاده خویش از دنیا رفته‌است و این عقیده را در آثار ادبی، کلامی، حدیثی و تاریخی خود ابراز داشته‌اند. آن‌ها با توجه به بخشی از روایات که به تفسیر قرآن نیز راه‌ یافته، تلاش کرده‌اند تا نزول برخی از آیات را بر کفر ابوطالب حمل نمایند. این مقاله در صدد آن است تا به نقد و بررسی این دیدگاه تفسیری بپردازد.

سؤال اصلی پژوهش این است که چگونه می‌توان در برابر دیگاه برخی از مفسران اهل‌سنت، از ایمان ابوطالب دفاع کرد.

در این بررسی، نویسنده با بهره‌گیری از روش تحلیل محتوا و جست‌وجو در منابع تفسیری، علوم قرآنی و روایی به دفاع از ایمان جناب ابوطالب بپردازد. بررسی‌ها نشان داد که بر پایه آیات قرآن و روایت متقن، ایمان ابوطالب قابل تردید نیست و برخی احادیث درخصوص کفر ایشان از اعتبار کافی برخوردار نیستند.



قرآن کریم دامن انبیاء را از ارتکاب به گناه مبری مي‌داند. اما برخی از آیات قرآن ظاهرا بر ارتکاب گناه توسط برخی انبیاء الاهی دلالت دارد. از این‌رو حضرات معصومین (ع)، متکلمان و مفسران به پاسخ‌گویی به شبهات پیرامون این موضوع پرداخته‌اند به نظر می‌رسد معيارهاي ارائه شده در توجیه شبهات عصمت انبیاء توسط برخی از اندیشمندان مسلمان جامع و دقيق نيست، و برآمده از نگاه محدود و وابسته به گرايش‌های کلامی آن‌ها است. هدف مقاله حاضر نقد و بررسی آراء دانشمندان مسلمان درخصوص اثبات عصمت انبیاء بوده‌است. پرسش پژوهش حاضر این است که: روش منطقی در تفسیر آیات عصمت انبیاء و پاسخ به شبهات پیرامون آن چیست؟

مقاله حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی تهیه شده‌است. داده‌های پژوهش از منابع تفسیری و کتاب‌های مرتبط با هدف مقاله، جمع‌آوری و مورد نقدو بررسی قرار گرفت. یافته‌ها نشان می‌دهد که ازجمله معیارها در اثبات عصمت انبیاء (ع) بر آمده از آیات قرآن عبارتند از: ادلّه عقلی در اثبات عصمت انبیاء، ادلّه نقلي، در نظر گرفتن فضاي نزول آيه، تميیز تفسير از تأويل، تطبیق اقوال تفسيري با مواردی چون وقايع قطعي تاريخي، سيره و صفات و شئون انبياء، توجه به علم لغت، اصول لفظیه، و سرانجام فصاحت و بلاغت قرآن.



جریان «میقات بنی‌اسرائیل» در قرآن، مبحثی پر دامنه میان مفسران اسلامی است. از مسائل مهم در این زمینه، بررسی مفهوم و مصداق فراز «أ تهلکنا بما فعل السفهاء» (اعراف/ 155) است. بیش‌تر مفسران عبارت «أ تهلکنا» را به حضرت موسی (ع) نسبت‌داده، آن را به عذاب و عقاب تفسیر کرده‌اند؛ اما با توجه به موارد استعمال مشتقات «إهلاک» در قرآن و نیز با لحاظ سیاق و آیات همگون، به نظر مفهوم و مصداق دقیق‌تری می‌توان برای عبارت مورد بحث جست‌وجو کرد.

جستار حاضر بر آن است، با روش توصیفی ـ تحلیلی، ضمن نقد آرای مفسران، دلایل و شواهد تفسیر برگزیده را تبیین نماید. پژوهش پیش‌رو به این نتیجه می‌انجامد که «إهلاک الاهی» در عرف قرآن به‌معنای «عذاب و مرگ بدفرجام» است و این معنا با وضعیت حضرت موسی ‌(ع) در جریان میقات بنی‌اسرائیل هماهنگ نیست؛ بلکه تطبیق عبارت «أ تهلکنا» بر گفت‌وگوی برگزیدگان بنی‌اسرائیل با خداوند پس از صاعقه مرگ، با «حقیقت قرآنی إهلاک» سازگارتر می‌نماید.

از پیامدهای کلامی این بحث می‌توان به تأیید سخن‌گفتن خداوند با صاعقه‌زدگان بنی‌اسرائیل در عالم برزخ و دنیا، امکان احتجاج با بنی‌اسرائیل در پی این مکالمه و نیز زدودن ابهام از مسائلی چون امکان رجوع به دنیا در صورت «إماتة» ـ نه إهلاک ـ اشاره کرد.



کیفیت جهان پس از مرگ هر فرد، به اعتقادات و اعمال او در دنیا بستگی دارد. گروهی از انسان‌ها، راه حق و سعادت را در پیش‌گرفته و عده‌ای به مخالفت با آن در اندیشه و عمل روی می‌آورند. قرآن کریم، در آیات متعدد، سرنوشت گروه اول را بهشت، و سرنوشت گروه دوم را جهنم معرفی کرده‌است؛ اما در جهان، انسان‌های زیادی وجود دارند که به هر دلیل، پیام اسلام به‌عنوان کامل‌ترین دین، به گوش آن‌ها نرسیده باشد؛ یا به‌دلیل ضعف یا فقدان قوه عاقله، توانایی درک دین حق را ندارند.

پرسش اصلی پژوهش این است که: تکلیف این دسته از افراد که به مستضعف دینی شناخته می‌شوند در آخرت چگونه خواهد بود؟

این مطالعه از نوع مطالعه تحلیل محتواست و سعی دارد با مراجعه به منابع قرآن و حدیث و آثار و مقالات مرتبط، داده‌های مرتبط با سؤال اصلی، را جمع‌آوری و مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد. بررسی و تحلیل داده‌ها نشان داد که قرآن از این دسته افراد تحت عنوان «مستضعف» یاد کرده و آن‌ها را در پیش‌گاه الاهی، معذور می‌داند به شرطی که در استضعاف خود، قاصر باشند؛ نه مقصر. آن‌ها، مورد سؤال قبر واقع نشده و برزخی بدون ثواب و عقاب را تجربه خواهند کرد. در قیامت نیز، کارشان محول به خداوند است.

خدا آن‌ها را به رحمت خویش امیدوار ساخته‌است و امکان بهشتی شدن‌شان نیز، وجود دارد. نجات اخروی مستضعفان دینی، براساس عدل الاهی است؛ نه آن که نجات‌شان مؤید صحیح بودن اعتقاد و عملکردشان باشد.



حضرت ابراهیم (ع) به‌عنوان دومین پیامبر اولواالعزم درمیان مردم بت‌پرست و اجرام پرست بابِل به انجام رسالت توحیدی خود پرداختند. ایشان در احتجاجات خود از برهان، جدل و موعظه بهره گرفته‌اند. بیش‌تر مردم، توان فهم برهان و جدل در احتجاجات را ندارند و تنها از احساسات خود پیروی می‌کنند. بنابراین طریق موعظه حسنه که در آیه 125 سوره مبارکه نحل بدان اشاره شده، می‌توان از طریق درگیر کردن احساسات، اقناع روحی در آن‌ها ایجاد کرد. هدف این مقاله استخراج روش‌های موعظه حسنه در احتجاجات ابراهیم (ع) برای بیداری دل‌های مردم است. پرسش پژوهش این است که:

حضرت ابراهیم (ع) در احتجاجات توحیدی از چه روش‌هایی برای موعظه استفاده کرده‌است؟

این پژوهش با روش تحلیل محتوا و با مراجعه به منابع تفسیری و سایر منابع مرتبط انجام گرفته‌است. براساس یافته‌ها، مهم‌ترین روش‌های موعظه در سیره احتجاجی حضرت ابراهیم (ع) عبارتند از:  طرح پرسش، انذار، برائت و بیدارکردن وجدان‌ها.




چکیده صفحات : 121 - 140

یکی از آموزه‌هایی که قرآن کریم مردم را به آن فراخوانده است امر به معروف و نهی از منکر است. این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی و با مراجعه به آراء مفسران قرآن در پی آن است که جهان‌شمولی امر به معروف و نهی از منکر و نیز آثارجهانی آن را مورد بررسی قرار دهد. سؤال اصلی پژوهش این است که آیا امر به معروف و نهی از منکر و آثار آن تنها شامل امت اسلامی می باشد یا در تمام ادیان جریان دارد.

یافته‌های پژوهش حاضر نشان داد که این اصل، ریشه در فطرت انسان‌ها دارد و در میان اقوام گذشته و ادیان پیش ‌از اسلام نیز وجود داشته‌است مانند: مذمت امت‌های گذشته، نفرین حضرت داود و عیسی (ع)، و مذمت قرآن نسبت به احبار و رهبان اهل کتاب، توصیه لقمان به فرزندش در عمل به این اصل.

هم‌چنین اطلاق آیاتی که با خطاب «ای انسان» به این فریضه فراخوانده است جهان‌شمولی آن را نشان می‌دهد.

عمل به این اصل و ترک آن برخی پیامدهایی فراگیر و جهان شمول دارد. به‌عنوان مثال: «تعالی جامعه»، «نجات از عذاب عمومی الاهی» و «نجات از خسران حتمی». همان‌طور که «دچار شدن به لعنت خدا و انبیاء»، «عذاب سخت جهنم» و «شریک‌بودن در جرم مجرمان»، ازجمله آثار عمومی ترک این واجب الاهی است.



موسسه پیامبر اعظم (ص) ساری
دکتر سید علی هاشمی
دکتر علی اصغر زکوی
دکتر محمدعلی دیانی
2383-1081


مقالات انتشار داده شده